
با افزایش تهدیدات آمریکا و رژیم اسرائیل علیه تاسیسات هسته ای و نظامی کشورمان، می توان در کنار تبعات این حمله احتمالی -که مهمترین آن، ساخت سلاح هسته ای است و بطور رسمی توسط دکتر علی لاریجانی، مشاور رهبرمعظم انقلاب مطرح شد- به زوایای دیگر این چالش احتمالی پرداخت.
ایران چه پاسخی خواهد داد؟
تحلیل استراتژیک پاسخ ایران به حمله احتمالی آمریکا به تأسیسات هستهای و نظامی این کشور، نیازمند بررسی توان نظامی ایران، گزینههای استراتژیک در دسترس، و پیامدهای چنین واکنشی است.
فرض این تحلیل این است که آمریکا و رژیم صهیونیستی با استفاده از توان هوایی (مثل بمبافکنهای B-۲ Spirit یا موشکهای Tomahawk) به تأسیسات کلیدی هستهای ایران (مانند نطنز، فردو، و بوشهر) و پایگاههای نظامی (مانند پایگاههای موشکی سپاه) حمله کند.
در این سناریو، ایران به دنبال پاسخهایی خواهد بود که هم بازدارندگی خود را حفظ کند و هم پیامدهای جهانی قابلتوجهی داشته باشد. این تحلیل بر اساس توان نظامی کنونی ایران و منطق استراتژیک ارائه میشود و صرفاً فرضی است.
در مواجهه با تهدیدات هوایی قدرتهایی مانند آمریکا، ایران بهجای رویارویی مستقیم با جنگندههای پیشرفته دشمن، استراتژی خود را بر اساس جنگ نامتقارن و انتقال درگیری به عرصه زمینی طراحی کرده است. این رویکرد، که از نقاط قوت نظامی ایران بهره میبرد، میتواند معادلات منطقهای را بهنفع تهران تغییر دهد.
توان نظامی ایران
ایران طی دهههای گذشته توان نظامی خود را با تمرکز بر جنگ نامتقارن، موشکهای بالستیک، و پهپادها توسعه داده است. مهمترین شاخص های توان نظامی ایران را می توان چنین ارزیابی کرد:
موشکهای بالستیک:
فاتح-۱۱۰: برد ۳۰۰ کیلومتر، دقت بالا، مناسب برای اهداف نزدیک.
ذوالفقار: برد ۷۰۰ کیلومتر، قابلیت حمل کلاهکهای چندگانه.
خرمشهر: برد ۱۸۰۰ کیلومتر، کلاهک سنگین (تا ۱ تن).
سجیل: برد ۲۰۰۰ کیلومتر، سوخت جامد، سرعت بالا (ماخ ۱۰-۱۲).
موشکهای کروز:
هویزه: برد ۱۳۵۰ کیلومتر، دقت نقطهزنی بالا.
قدس-۱: برد ۷۰۰ کیلومتر، استفادهشده در حمله به آرامکو (۲۰۱۹).
پهپادها:
شاهد-۱۳۶: برد ۲۰۰۰ کیلومتر، انتحاری، ارزان و قابل تولید انبوه.
شاهد-۱۲۹: برد ۱۷۰۰ کیلومتر، مجهز به بمبهای هدایتشونده (سدید-۳۴۵).
شاهد-۱۴۹: مشابه MQ-9 Reaper، برد ۲۰۰۰ کیلومتر.
جنگافزارهای دریایی:
خلیج فارس: موشک ضدکشتی بالستیک، برد ۳۰۰ کیلومتر، مافوق صوت.
نور: موشک کروز ضدکشتی، برد ۲۰۰ کیلومتر.
حوت: اژدر فوق سریع (۱۰۰ متر بر ثانیه)، مشابه VA-111 Shkval روسیه.
جنگ سایبری:
توانایی اختلال در سامانههای راداری و ارتباطی (مانند تجربه حمله به تأسیسات نفتی عربستان).
دفاع هوایی:
سامانه باور-۳۷۳: مشابه S-300، برد ۲۰۰ کیلومتر، برای مقابله با جنگندهها و موشکها.
سوم خرداد: اثباتشده در سرنگونی پهپاد RQ-4 Global Hawk (۲۰۱۹).
دفاع هوایی و موشکی: ابزارهای فشار برای تغییر ماهیت جنگ
ایران با بهکارگیری سامانههای دفاع هوایی نظیر باور-۳۷۳ و سوم خرداد* — که توانایی سرنگونی پهپادها و هواپیماهای شناسایی را دارند — میتواند هزینه عملیات هوایی دشمن را افزایش دهد. نمونه بارز این توانایی، سرنگونی پهپاد RQ-4 Global Hawk در سال ۲۰۱۹ بود که نشان داد حتی پیشرفتهترین داراییهای هوایی آمریکا نیز در برابر پدافند ایرانی آسیبپذیرند.
ایران با بهکارگیری سامانههای دفاع هوایی نظیر باور-۳۷۳ و سوم خرداد* — که توانایی سرنگونی پهپادها و هواپیماهای شناسایی را دارند — میتواند هزینه عملیات هوایی دشمن را افزایش دهد. نمونه بارز این توانایی، سرنگونی پهپاد RQ-4 Global Hawk در سال ۲۰۱۹ بود که نشان داد حتی پیشرفتهترین داراییهای هوایی آمریکا نیز در برابر پدافند ایرانی آسیبپذیرند.در کنار این، موشکهای بالستیک و کروز ایران، مانند سجیل و هویزه ، تهدیدی جدی برای پایگاههای هوایی منطقهای دشمن محسوب میشوند. در صورت تخریب باندهای پرواز یا تأسیسات سوخترسانی، دشمن ممکن است مجبور شود برای حفظ توان عملیاتی خود، به نیروهای زمینی متوسل شود.
آیا اسرائیل میتواند حملهای شامل ۱۰۰۰ فروند پهپادی از سوی ایران را دفع کند؟
باید توان دفاعی اسرائیل، مشخصات پهپادهای ایران، و سناریوی عملیاتی را بررسی کنیم. این تحلیل استراتژیک بر اساس اطلاعات موجود از توان نظامی دو طرف و منطق دفاعی ارائه میشود و فرضی است.
ایران در سالهای اخیر به یکی از تولیدکنندگان برجسته پهپاد در منطقه تبدیل شده و تجربه استفاده از آنها را در حملات (مثل حمله به آرامکو در ۲۰۱۹) دارد. در سناریوی فرضی با ۱۰۰۰ فروند پهپاد، فرض میکنیم ترکیبی از مدلهای مختلف استفاده شود.
پهپاد شاهد-۱۳۶ با برد بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر (کافی برای رسیدن از غرب ایران به اسرائیل، حدود ۱۰۰۰-۱۲۰۰ کیلومتر)، سرعت ۱۸۰-۲۰۰ کیلومتر بر ساعت، کلاهک ۴۰-۵۰ کیلوگرمی، و پرواز در ارتفاع پایین (۵۰-۱۵۰ متر) یک گزینه ارزان (حدود ۲۰,۰۰۰ دلار) و قابل تولید انبوه است. شاهد-۱۴۹ با برد مشابه، کلاهک بزرگتر (تا ۵۰۰ کیلوگرم) و سرعت حدود ۳۵۰ کیلومتر بر ساعت، و شاهد-۱۲۹ با برد ۱۷۰۰ کیلومتر و مجهز به بمبهای هدایتشونده (سدید-۳۴۵)، و همچنین کرار با برد ۱۰۰۰ کیلومتر و قابلیت حمل موشک کروز، دیگر گزینهها هستند. مزایای ایران شامل تولید انبوه، هزینه پایین، و توانایی پرواز در ارتفاع پایین برای دشوار کردن ردیابی راداری است. حمله سوآرم (Swarm Attack) با ۱۰۰۰ فروند میتواند سامانههای دفاعی را اشباع کند.
اسرائیل یکی از پیشرفتهترین سیستمهای دفاع هوایی چندلایه در جهان را دارد که برای مقابله با تهدیدات موشکی و پهپادی طراحی شده است. سامانه فلاخن داود با برد ۴۰-۳۰۰ کیلومتر برای موشکهای کوتاهبرد و پهپادهای بزرگ، هر پرتابگر با ۱۲ موشک، و تعداد محدود (احتمالاً ۱۰-۱۵ واحد) عمل میکند. گنبد آهنین با برد ۴-۷۰ کیلومتر، برای راکتها، خمپارهها، و پهپادهای کوچک طراحی شده، با حدود ۱۰ باتری فعال (۶۰۰-۸۰۰ موشک آماده) و نرخ موفقیت ۹۰٪ در برابر اهداف کوچک کارایی دارد. پیکان (Arrow-2 و Arrow-3) با برد ۹۰-۱۵۰ کیلومتر و بیشتر، موشکهای بالستیک دوربرد را هدف میگیرد، اما کمتر برای پهپادها مناسب است. نیروی هوایی اسرائیل با جنگندههای F-35I Adir و F-16I Sufa مجهز به رادار AESA و موشکهای هوا به هوا (Python-5، AIM-120)، و سامانههای جنگ الکترونیک (Jamming و Spoofing) برای اختلال یا تغییر مسیر پهپادها، توان دفاعی را تقویت میکند. مزایای اسرائیل شامل سیستم چندلایه، تجربه عملیاتی بالا (دفع حملات راکتی حماس و حزبالله)، و هماهنگی با رادارهای پیشرفته (Super Green Pine) و پشتیبانی آمریکا (AN/TPY-2) است.
فرض میکنیم ایران ۱۰۰۰ پهپاد (۸۰٪ شاهد-۱۳۶ انتحاری، ۲۰٪ شاهد-۱۲۹ و شاهد-۱۴۹) را از پایگاههای غربی خود (مثل همدان یا کرمانشاه) به سمت اسرائیل شلیک کند. مسیر پرواز احتمالاً از عراق و سوریه میگذرد (حدود ۱۰۰۰-۱۲۰۰ کیلومتر، ۵-۶ ساعت پرواز). در فاز اولیه، پهپادها باید از آسمان عراق و سوریه عبور کنند، جایی که آمریکا (پایگاه التنف) و اسرائیل (جولان) رادار و جنگنده دارند. F-35 اسرائیل میتواند در آسمان سوریه بخشی از پهپادها را رهگیری کند (مثلاً ۱۰۰-۲۰۰ فروند). سامانه Arrow-3 در ارتفاع بالا و David’s Sling در ارتفاع متوسط، پهپادهای بزرگتر (شاهد-۱۴۹) را هدف میگیرند، و جنگ الکترونیک میتواند هدایت ۱۰-۲۰٪ پهپادها را مختل کند.
در فاز میانی، با ورود به حریم اسرائیل، شاهد-۱۳۶ با سرعت کم و پرواز در ارتفاع پایین ردیابی را دشوار میکند، اما صدای موتور آن قابلشناسایی است. حمله سوآرم میتواند رادارها را سردرگم کند، اما نیاز به هماهنگی پیچیده دارد که ایران ممکن است در آن ضعف داشته باشد. Iron Dome برای دفع شاهد-۱۳۶ فعال میشود؛ هر موشک تامیر حدود ۵۰,۰۰۰ دلار هزینه دارد و برای اهداف ارزان بهینه نیست، اما ظرفیت ۶۰۰-۸۰۰ موشک میتواند ۳۰۰-۴۰۰ پهپاد را ساقط کند.
جنگندهها و هلیکوپترهای Apache ، پهپادهای باقیمانده را شکار میکنند. در فاز نهایی، اگر ۱۰۰۰ پهپاد شلیک شود و ۵۰٪ (۵۰۰ فروند) در مسیر یا توسط دفاع اولیه نابود شوند، ۵۰۰ فروند باقی میمانند. Iron Dome و جنگندهها ممکن است ۷۰-۸۰٪ از این تعداد (۳۵۰-۴۰۰ فروند) را دفع کنند، اما ۱۰۰-۱۵۰ پهپاد میتوانند به اهداف (مثل تلآویو، حیفا، یا تأسیسات نظامی) برسند.
اگر ۱۰۰۰ پهپاد شلیک شود و ۵۰٪ (۵۰۰ فروند) در مسیر یا توسط دفاع اولیه نابود شوند، ۵۰۰ فروند باقی میمانند. Iron Dome و جنگندهها ممکن است ۷۰-۸۰٪ از این تعداد (۳۵۰-۴۰۰ فروند) را دفع کنند، اما ۱۰۰-۱۵۰ پهپاد میتوانند به اهداف (مثل تلآویو، حیفا، یا تأسیسات نظامی) برسندمحدودیتهای ایران شامل زمانبر بودن تولید و آمادهسازی ۱۰۰۰ پهپاد، نیاز به عملیات لجستیکی عظیم، و احتمال واکنش آمریکا یا روسیه در آسمان عراق و سوریه است. دقت و هماهنگی پهپادها در حمله سوآرم نیز ممکن است ناکافی باشد. از سوی دیگر، Iron Dome در برابر راکتهای حماس (حداکثر ۲۰۰-۳۰۰ راکت در روز) موفق بوده، اما ۱۰۰۰ پهپاد در یک موج آزمونی بیسابقه است. موجودی موشکهای دفاعی محدود است و بازسازی آن زمان میبرد، اما پشتیبانی آمریکا (مثل ارسال اضطراری موشک یا فعال کردن ناوهای Aegis) میتواند ظرفیت را افزایش دهد.
اسرائیل با سیستم دفاع هوایی چندلایه و تجربه بالا، میتواند بخش بزرگی از ۱۰۰۰ پهپاد (۷۰-۹۰٪) را دفع کند، بهویژه اگر حمله تدریجی یا بدون پوشش موشکی باشد. اما در سناریوی حمله همزمان و اشباعکننده (همراه با موشکهای بالستیک مانند سجیل یا خرمشهر)، ۱۰-۱۵٪ (۱۰۰-۱۵۰ فروند) ممکن است به اهداف برسند و خسارت محدودی (به زیرساختها یا مناطق شهری) وارد کنند. موفقیت ایران به شلیک همزمان و هماهنگ، استفاده از موشک برای انحراف دفاع، و عبور امن از آسمان منطقه بستگی دارد. در مقابل، اسرائیل با تکیه بر Iron Dome، جنگندهها، و جنگ الکترونیک، احتمالاً از خسارت گسترده جلوگیری میکند، اما دفع کامل چنین حملهای چالشبرانگیز خواهد بود. بنابراین، امکان دفع کامل وجود ندارد،
اسرائیل چه هزینه ای برای دفع فقط پهپادهای ایرانی خواهد داد؟
هزینه تخمینی دفع ۱۰۰۰ پهپاد ایرانی توسط سیستم پدافند اسرائیل حدود ۱۷۸ میلیون دلار است، با فرض استفاده بهینه از سامانهها و موفقیت ۸۰-۹۰٪. این رقم میتواند با توجه به شدت حمله، هماهنگی ایران، و پشتیبانی آمریکا بین ۱۴۰ تا ۲۵۰ میلیون دلار متغیر باشد. در مقایسه، هزینه تولید ۱۰۰۰ پهپاد برای ایران (۸۰۰ شاهد-۱۳۶ × ۲۰,۰۰۰ دلار ۲۰۰ شاهد-۱۲۹/۱۴۹ × ۷۵۰,۰۰۰ دلار) حدود ۱۶۶ میلیون دلار است، که نشان میدهد ایران با هزینه کمتر میتواند فشار اقتصادی قابلتوجهی به اسرائیل وارد کند
گسترش جبهههای نبرد خارج از مرزها
ایران از طریق شبکه گسترده متحدان خود در منطقه، از جمله حزبالله لبنان، حشدالشعبی عراق و انصارالله یمن ، میتواند درگیری را به عرصهای منتقل کند که دشمن ناگزیر به جنگ زمینی شود.
در عراق نیز گروههای مقاومت بارها پایگاههای آمریکایی را هدف حملات موشکی و زمینی قرار دادهاند. این اقدامات میتواند واشنگتن را وادار به واکنشهای نظامی گستردهتر کند، که در آن صورت، ایران از مزیت جنگ در عمق خاک دشمن یا متحدانش بهره خواهد برد.
دامهای مرگبار برای نیروهای مهاجم
در صورت ورود دشمن به خاک ایران، جغرافیای کوهستانی و تاکتیکهای جنگ چریکی میتواند ضربات سنگینی به نیروهای مهاجم وارد کند. مناطق صعبالعبور مانند زاگرس یا جنگلهای شمالی، زمینه را برای کمینهای ویرانگر، مینگذاریهای گسترده و حملات غافلگیرانه مهیا میسازد. تجربه هشت سال جنگ ایران و عراق نشان داد که حتی ارتشهای مجهز نیز در برابر مقاومت زمینی ایران با دشواریهای جدی روبهرو میشوند.
نگه هرمز: اهرم فشار برای وادار کردن دشمن به نبرد دریایی-زمینی
در صورت تشدید درگیری، ایران میتواند با مینگذاری تنگه هرمز یا استفاده از موشکهای ضدکشتی مانند خلیج فارس و نور ، مسیرهای دریایی را مسدود کند. این اقدام ممکن است دشمن را مجبور به عملیات زمینی برای بازکردن راههای دریایی نماید، که در این صورت، نیروهای ایرانی در سواحل خود آماده مقابله خواهند بود.
با وجود توانمندیهای ایران در انتقال جنگ به عرصه زمینی، این استراتژی با چالشهایی نیز روبهروست: آمریکا با جنگندههای نسل پنجم مانند F-35 و بمبهای هدایت شونده پیشرفته میتواند بدون نیاز به نیروی زمینی، ضربات مهلکی وارد کند. در صورت حملات گسترده و همزمان، پدافند هوایی ایران ممکن است با اختلال مواجه شود. در صورت درگیری تمامعیار، احتمال مداخله ناتو یا اسرائیل وجود دارد که فشار بر ایران را افزایش خواهد داد.
ایران با استفاده از موشکها و پدافند، دشمن را مجبور به عملیات محدود زمینی میکند و سپس با جنگ چریکی هزینههای آن را افزایش میدهد. ایران با فعالسازی متحدان خود در لبنان، عراق و یمن، ایران میتواند دشمن را در چند جبهه زمینی درگیر کند. البته در صورت عدم موفقیت در وادار کردن دشمن به نبرد زمینی، ایران ممکن است به تاکتیکهای بازدارندگی متوسل شود تا از تشدید درگیری جلوگیری کند.
برگ جدید بازی؛ بمب اتم ایرانی؟
در صورت حمله احتمالی به تاسیسات هسته ای ایران، همانطور دکتر لاریجانی هشدار داد ایران را به سمت ساخت بمب اتمی سوق خواهد داد، دستیابی به سلاح هستهای میتواند ایران را به یک قدرت بازدارنده در منطقه تبدیل کند، مشابه تجربه کره شمالی که با وجود فشارهای اقتصادی، به دلیل داشتن سلاح هستهای از حملات مستقیم نظامی در امان مانده است.
این بازدارندگی میتواند تهدیدات نظامی از سوی کشورهایی مانند اسرائیل یا آمریکا را کاهش دهد، زیرا هزینه حمله به یک کشور مجهز به سلاح هستهای به شدت بالا میرود. برای مثال، اسرائیل که به گفته برخی منابع تا ۴۰۰ کلاهک هستهای در اختیار دارد، ممکن است در برابر ایران هستهای محتاطتر عمل کند، زیرا هرگونه اقدام نظامی میتواند به یک درگیری هستهای ویرانگر منجر شود.
این بازدارندگی میتواند تهدیدات نظامی از سوی کشورهایی مانند اسرائیل یا آمریکا را کاهش دهد، زیرا هزینه حمله به یک کشور مجهز به سلاح هستهای به شدت بالا میروددومین پیامد، افزایش نفوذ منطقهای و جهانی ایران است. داشتن سلاح هستهای میتواند جایگاه ایران را در معادلات منطقهای و بینالمللی ارتقا دهد و به تهران اهرم مذاکراتی قویتری در برابر قدرتهای جهانی بدهد. این امر ممکن است ایران را به سطح قدرتهای میانی مانند پاکستان برساند، کشوری که پس از آزمایش هستهای در سال ۱۹۹۸، نفوذ بیشتری در جنوب آسیا پیدا کرد و توانست با هند، رقیب سنتی خود، توازن قدرت ایجاد کند. ایران نیز میتواند از این اهرم برای مقابله با رقبای منطقهای مانند عربستان سعودی استفاده کند و در مذاکرات بینالمللی، از جمله در مورد تحریمها، دست بالا را داشته باشد.
دستیابی به فناوری پیچیده سلاح هستهای میتواند به عنوان نمادی از پیشرفت علمی و خودکفایی، حس غرور ملی را در میان مردم ایران تقویت کند. این موضوع ممکن است به انسجام اجتماعی کمک کند، بهویژه در شرایطی که ایران با فشارهای خارجی و مشکلات اقتصادی مواجه است.
در نهایت، دستیابی به سلاح هستهای میتواند به ایران کمک کند تا در برابر تهدیدات سایبری و حملات غیرمستقیم مقاومتر شود. برای مثال، ویروس استاکسنت که در سال ۲۰۱۰ به تأسیسات هستهای ایران حمله کرد، خسارات قابلتوجهی به سانتریفیوژهای نطنز وارد کرد. اما یک ایران هستهای ممکن است با ایجاد بازدارندگی، دشمنان را از انجام چنین حملاتی بازدارد، زیرا خطر پاسخ هستهای میتواند هزینه این اقدامات را برای مهاجمان بالا ببرد.
ایران چگونه میتواند جنگ احتمالی هوایی را به نبرد زمینی تبدیل کند؟
نظر شما