4/3/2025 6:04:56 PM

آیا آمریکا آخرین شانس دیپلماسی را با ایران از دست می‌دهد؟

ایالات متحده بار دیگر لحن تهدیدآمیز خود علیه ایران و برنامه هسته‌ای این کشور را شدت بخشیده و همزمان، نشانه‌هایی از افزایش آمادگی نظامی در منطقه به چشم می‌خورد.

گزارش‌های اطلاعاتی حاکی از آن است که واشنگتن بر شمار جنگنده‌ها و هواپیما‌های سوخت‌رسان خود در خاورمیانه افزوده است؛ اقدامی که در چارچوب سیاست «لبه پرتگاه» قابل تحلیل است؛ رویکردی که هدف آن واداشتن تهران به عقب‌نشینی از برنامه هسته‌ای‌اش از طریق افزایش فشار و تهدید نظامی است. با این حال، این استراتژی با یک ریسک جدی همراه است: به جای بازداشتن ایران از پیگیری اهداف بلندپروازانه هسته‌ای، ممکن است این پیام را به تهران منتقل کند که تنها راه مقابله با تهدید‌های فزاینده ایالات متحده، عبور از آستانه هسته‌ای و دستیابی به سلاح اتمی است.

جمهوری اسلامی ایران طی سال‌ها بار‌ها تأکید کرده که برنامه هسته‌ای‌اش صرفاً ماهیتی صلح‌آمیز دارد و در پی تولید سلاح هسته‌ای نیست. آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی حتی با صدور یک فتوای دینی، استفاده از این سلاح‌ها را «حرام» اعلام کرده است. با این حال، در سایه افزایش تهدیدات خارجی، مقامات ارشد ایران اکنون با صراحت بیشتری از احتمال بازنگری در این سیاست سخن می‌گویند.

تازه‌ترین و شاید بی‌سابقه‌ترین اظهارنظر در این زمینه از سوی علی لاریجانی، رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی و یکی از چهره‌های نزدیک به رهبری نظام بیان شده است. علی لاریجانی هشدار داد که در صورت حمله ایالات متحده یا اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، تهران ناگزیر خواهد بود به سمت دستیابی به سلاح هسته‌ای حرکت کند. نکته قابل‌توجه آن‌که علی لاریجانی این گزینه را خواست و مطالبه مردم ایران معرفی کرد. او تصریح کرد که در چنین سناریویی، ملاحظات امنیت ملی، دولت را به سوی تغییر جهت در سیاست هسته‌ای سوق خواهد داد.

دکترین هسته‌ای ایران در مسیر بازنگری تدریجی

اگرچه رهبران جمهوری اسلامی در طول سال‌های گذشته، همواره دستیابی به سلاح هسته‌ای را مغایر با دکترین استراتژیک جمهوری اسلامی دانسته‌اند، اما در گفتمان رسمی آنان، طی سال‌های اخیر، نشانه‌هایی از یک چرخش تدریجی و معنادار مشاهده می‌شود. نخستین نشانه جدی و آشکار این تحول در فوریه ۲۰۲۱ نمایان شد؛ زمانی که محمود علوی، وزیر وقت اطلاعات ایران، برای نخستین‌بار هشدار داد که اگر جمهوری اسلامی در مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای قرار گیرد، مسئولیت آن نه بر عهده ایران، بلکه بر دوش کسانی است که با اعمال فشار، کشور را به این نقطه سوق داده‌اند. این اظهارنظر، که در زمان خود بی‌سابقه تلقی شد، عملاً پیوندی صریح میان تشدید فشار‌های خارجی و احتمال تجدیدنظر در دکترین هسته‌ای ایران برقرار می‌کرد.

در مه ۲۰۲۴، کمال خرازی، مشاور ارشد رهبر جمهوری اسلامی و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، در اظهاراتی صریح و کم‌سابقه تأکید کرد که در صورت حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران یا تهدید موجودیتی علیه کشور، تهران «چاره‌ای جز بازنگری در دکترین هسته‌ای خود نخواهد داشت». اما آنچه این تحول را عمیق‌تر و معنادارتر می‌سازد، تغییر محسوس در افکار عمومی داخل ایران است. برخلاف سال‌های گذشته که جامعه ایران در قبال موضوع سلاح هسته‌ای دیدگاه‌های متفاوت و بعضاً دوگانه‌ای داشت، نظرسنجی انجام‌شده توسط مؤسسه «ایران‌پُل» در ژوئن ۲۰۲۴ نشان داد که اکثریت شهروندان اکنون از دستیابی کشورشان به تسلیحات هسته‌ای حمایت می‌کنند.

موازنه در حال فروپاشی؛ خاورمیانه در سایه بازدارندگی هسته‌ای ایران

در نوامبر ۲۰۲۴، کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر خارجه هشدار بی‌پرده‌ای را خطاب به اروپا مطرح کرد: در صورت فعال‌سازی مکانیسم خودکار تحریم‌ها (مکانیزم ماشه) از سوی تروئیکای اروپایی (شامل فرانسه، آلمان و بریتانیا) و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، جمهوری اسلامی ممکن است از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای خارج شود. این تهدید آشکار، صرفاً یک ابزار دیپلماتیک نبود؛ بلکه بیانگر آمادگی احتمالی تهران برای عبور از آخرین خطوط قرمز در سیاست هسته‌ای‌اش و ورود به فازی جدید و برگشت‌ناپذیر از برنامه تسلیحات هسته‌ای بود.

تجربه تاریخی بار‌ها نشان داده که دولت‌ها، هنگامی که خود را در معرض تهدیدات وجودی می‌بینند، ممکن است به گزینه‌های افراطی و پرهزینه روی آورند. اگر تهران به این جمع‌بندی برسد که بازدارندگی متعارف توان جلوگیری از حملات خارجی را ندارد و مسیر دیپلماسی نیز به بن‌بست رسیده، احتمال تجدیدنظر در سیاست هسته‌ای به‌طرز چشمگیری افزایش خواهد یافت.

رهبران جمهوری اسلامی دریافته اند که تهدید لفظی به‌تنهایی قادر به مهار واشنگتن یا تل‌آویو نیست. در غیاب توان بازدارندگی هسته‌ای، ایران در برابر حملات پیش‌دستانه به زیرساخت‌های نظامی و دفاعی‌اش همچنان آسیب‌پذیر باقی می‌ماند. با این حال، رسیدن ایران به آستانه توانمندی هسته‌ای، حتی بدون عبور رسمی از مرز تسلیح، می‌تواند موازنه استراتژیک در خاورمیانه را دگرگون کند. تصور دست‌یابی ایران به ظرفیت بازدارندگی هسته‌ای، به‌تنهایی می‌تواند مداخله نظامی علیه این کشور را به گزینه‌ای فوق‌العاده پرریسک و پرهزینه تبدیل کند.

استمرار سیاست فشار حداکثری، همراه با امتناع از اتخاذ رویکردی واقع‌گرایانه و انعطاف‌پذیر در مذاکرات، ممکن است ایران را به سمت نقطه‌ای بی‌بازگشت سوق دهد. اکنون ایالات متحده در برابر یک دوگانه حیاتی قرار دارد: یا بر مسیر تهدید و اعمال فشار ادامه دهد و در نتیجه با خطر تسریع مسیر هسته‌ای ایران روبه‌رو شود؛ یا با بازنگری در راهبرد فعلی، مسیر دیپلماسی هدفمند و فوری را انتخاب کند؛ مسیرِ مبتنی بر ارائه مشوق‌های روشن و تضمین‌های معتبر، که بتواند ایران را به ماندن در چارچوب عدم اشاعه ترغیب کند. آنچه مسلم است، این است که بازی با آتش نمی‌تواند به‌عنوان یک استراتژی پایدار در برابر ایران عمل کند.

واشنگتن اگر عقب‌نشینی نکند، تهران ممکن است از خط قرمز عبور کند

مجموعه شواهد موجود حکایت از آن دارد که ایران در آستانه بازنگری بنیادین در دکترین هسته‌ای خود قرار گرفته است. از اظهارات صریح مقام‌های عالی‌رتبه گرفته تا چرخش معنادار در افکار عمومی، نشانه‌های این تغییر مسیر به‌وضوح قابل مشاهده است. اگر سیاست‌های فعلی ایالات متحده ادامه یابد و تغییری در رویکرد آن حاصل نشود، احتمال عبور ایران از آستانه هسته‌ای نه از موضع جاه‌طلبی، بلکه از منظر ضرورت راهبردی هر روز بیشتر می‌شود.

اگر واشنگتن واقعاً خواهان جلوگیری از ظهور یک ایران هسته‌ای است، باید از مطالبات حداکثری و سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه خود عقب‌نشینی کند و پیش از آن‌که بحران به مرحله‌ای غیرقابل مهار برسد، وارد مذاکراتی جدی، سریع و مبتنی بر واقع‌گرایی شود. در غیر این صورت، این احتمال وجود دارد که دقیقاً همان سیاست‌هایی که قرار بود برنامه هسته‌ای ایران را مهار کنند، به عاملی برای تسریع آن تبدیل شوند و تهدیدی که زمانی صرفاً فرضی تلقی می‌شد، به واقعیتی استراتژیک و برگشت‌ناپذیر بدل شود.


آیا آمریکا آخرین شانس دیپلماسی را با ایران از دست می‌دهد؟

برچسب‌ها

نظر شما


مطالب پیشنهادی